امروز  شنبه۲ تیر ۱۳۹۷
لوگوی سایت

پایگاه خبری هریس پویا


پنج شنبه ها با شهدای شهرستان هریس/

مروری بر زندگی سرداران شهید دفاع مقدس شهرستان هریس
1 مهر 1394
Print This Post Print This Post . نظر . نظر
سلام بر آنهایی که قامت راست کردند تا ما قامت خم نکنیم.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هریس پویا  ،تک تک ایرانیانی که در ۸ سال دفاع مثدس راهی جبهه ها شدن و سنگر های مقاومت را پر کرده و لشکرهایی با هزازران هزار رزمنده آراستند و نقشه های دشمنان را از هم پاشیدند همه و همه قهرمان هستند و سرافراز .از سرباز پیاده گرفته تا خلبان اوج گرفته،از امدادگر تا پزشک خط مقدم،از کارگر آشپزخانه ی جبهه و پادگان تا مهندس رزمی لشکر ها ،از بانوان فراهم کننده ی ملزومات رزمندگان تا فرماندهان برنامه ریز عملیات ها و ………

اما عده ای از این شجاعان در اثر نبوغ فکری و ایثارگری و مدیریت به فرماندهی و سرداری بخش هایی از لشکر اسلام نایل شدند که با تلاش های شبانه روزی خستگی ناپذیر آنان سپاه اسلام به سمت نیل به اهداف انقلاب حرکت می کرد .ذیلا مروری بر زندگی سرداران شهید دفاع مقدس از  منطقه هریس داریم.

 

۱- سردار شهید قاسم هاشم زاده هریسی                                                 ۲

شهید قاسم هریسی در سال ۱۳۳۸ در شهرستان هریس(یکی از شهرهای آذربایجان شرقی)در خانواده مذهبی و روحانی پا به عرصه وجود نهاد،دوران طفولیت را در دامن مادری با تقوا و سیده گذراند تا وارد مدرسه شد و شروع به تحصیل نمود و در ضمن تحصیل به مار کشاورزی مشغول می  شد و در ۱۰ سالگی مادرش را از دست داد سپس رهسپار قم پیش برادر دانشمندش حجه السلام هریسی شد و در آنجا به تحصیلات خود ادامه داد و دوره راهنمائی تحصیلی را با موفقیت تمام نمود و در طول تحصیل به کارهای فنی اشتغال داشت و تابستانها با همراه خانواده اش به زادگاه خود می آمد و در کلاسهای عقیدتی و اصول عقاید و قرآن شرکت می کرد و با عشق و علاقه در مسائل اسلامی به فعالیت می پرداخت.بعد از اتمام دوره راهنمایی در شهر مقدس و مذهبی قم وارد هنرستان صنعتی گردید و در رشته اتومکانیک ادامه تحصیل داد و در ضمن به مطالعه دیگر کتابهای اسلامی مشغول می شد در سال ۱۳۵۵ از هنرستان صنعتی قم فارغ التحصیل گردید  باز هم به علت علاقه خاصی که به درس خواندن داشت به تبریز آمد و در انیستیتو فنی تبریز مشغول گردید و درسهای آنجا را به پایان رساند و فارغ التحصیل گردید در همین موقع بود که ملت ایران به رهبری مرجع آگاه حضرت امام خمینی علیه رژیم شاهنشاهی دست به قیام زدند، برادر قاسم که از اول به پاره ای از مسائل آگاهی پیدا کرده بود زودتر خود را آماده قیام نمود و تابستان سال ۱۳۵۶ پدر با ایمان و با تقوایش که هیچوقت نماز شب،گریه ها و ناله های جانکاه شبش ترک نمی شد، پدری بود برای فرزندانش درس ایمان و اخلاق و تقوا آموخته بود از دست فرزندان رفته و به رحمت خدا پیوست و برادر قاسم بعد از اعتصاب دانشگاهها در قم و در هریس بر علیه رژیم منفور پهلوی در تظاهرات شرکت می کرد و در هریس با همکاری جمعی از دوستان جلسه کتابخوانی انجمن اسلامی را تشکیل داده و برنامه تظاهرات و راهپیمایی را تنظیم می کرد و در سال ۱۳۵۸ در شهرستان هریس به سنگر آموزش و پرورش راه یافت و با علاقه هر چه تمامتر مشغول انجام وظیفه شده بودند به علت لیاقت، تقوا و اخلاق خوبی که داشت به عنوان اولین مسئول امور تربیتی انتخاب شدند برادر قاسم بر علیه گروهکها خیلی فعالیت می نمود با اخلاق خوش جوانان را به توطئه گروهک ها و مسائل روز آگاه می کرد به خصوص بر علیه حزب خلق نامسلمان و منافقین خیلی فعالیت می کرد و همیشه کارهای زشت آنها را افشا می نمود ولی در این گیر و دار مسئله مهمتر دیگری پیش آمد قاسم را بدان سو کشانید و در سنگر جدید و خونین دیگری قرار داد و آن اینکه در این هنگام آمریکا از گسترش انقلاب اسلامی در منطقه دچار وحشت شده دست به توطئه خنثی نمودن انقلاب اسلامی در منطقه زد از جمله جریان کردستان، جریان کردستان را توسط گروهک ها به پیش آورد تا بتواند به انقلاب اسلامی ایران صدمه ای وارد سازد اما ملت ایران با الهام از رهنمود های پیامبر گونه امام امت راهی کردستان شدند تا بتوانند مزدوران جنایتکار را به جزای اعمال زشت خودشان برسانند که در این هنگام شهید قاسم از جمله اولین فردی بود که سنگر آموزش و پرورش را رها کرده و به طرف کردستان عازم شد ایشان بعد از چندین مدت مبارزه دوباره به هریس بازگشت و مشغول کار خود شد ولی چون آمریکا نتوانست از این جریان به آرمانهای پلید خود دست یابد لذا متوسل به حیله دیگری گردید و در این جریان دست به جنایت دیگری زد و به وسیله مزدور حلقه به گوش امپریالیسم شرق و غرب بطور ناگهانی به خاک مقدس و اسلامی ایران حمله ور شد و چند شهر و استان جنوب غرب کشور را تصرف نمود و دست به جنایتهای هولناک زد که هیچ مسلمان مومن و متدین و غیرتمند توان تحمل آنرا نداشت که این بار شهید قاسم بطور کلی سنگر آموزش و پرورش را رها نمود و عازم جبهه و در سنگر بود و در اثر فعالیت شبانه روزی، لیاقت و شایستگی داشت به فرماندهی گروهان و گردان راه یافت و در تمام حمله ها مسئولیت عملیات خط شکنی را به عهده داشتند به طوریکه در عملیات سرنوشت ساز خیبر تقش حساسی را عهده دار بودند و در این حمله بود که از ناحیه دست به شدت مجروح گشت و بعد از اندکی مداوا بدون اینکه زخمش کاملا خوب شود همانطور دست در گردن مجددا عازم جبهه های نور علیه ظلمت شد و چون دستش نیاز به عمل مجدد داشت و چند بار نوبت عمل رسید ولی به علت عملیات و کارهای مهم جنگی که پیش آمد آنرا به تعویق می انداخت و همانطور با دست معلول می جنگید تا بالاخره با همان وضع و با دست معلول در عملیات بدر معاونت گردان خط شکن امام حسین لشگر ظفرمند ۳۱عاشورا را عهده دار بودند که همانند سایر سرداران رشید اسلام پس از یک عمر ایثار و جانفشانی با شجاعت تمام با پنج سال تجربه سرشار نظامی و جنگی حسین وار به درجه رفیع شهادت نایل گشتند.

 

۲- سردار شهید محمد وقاری هریس                                                                  ۴

مرد شجاع عرصه ی نبرد و جهاد ،محمد وقاری در سال ۱۳۴۱ در شهر هریس دیده به جهان گشود و پس از طی سال های عمر و اخذ مدرک دیپلم ،در سپاه پاساران انقلاب اسلامی وارد خدمت شد و همزمان به تحصیلات دانشگاهی پرداخت .

با آغاز جنگ تحمیلی ،حضور در جبهه های جنگ را وظیفی شرعی خویش دانسته مدت ها در دیار عاشقان مشغول جهاد شد .

وی شجاعانه در خطوط مقدم نبرد حضور می یافت و آخرین مسئولست نظامی اش ،مسئولیت پیک اطلاعات تیپ حضرت قائم (عجالله تعالی فرجه الشریف) بود.

او سر انجام در مورخه ۶۵/۱۱/۲۱ در منطقه شلمچه در اثر اصابت ترکش به دیدار پروردگارش شتافت.

 

۳-سردار شهید علی پاشازاده                                                                      ۳

علی پاشازاده در سنین کودکی از روستای آللو از توابع شهرستان اهر می باشد . یک روستای دور دست از امکانات رفاهی در یک خانواده کشاورز و مذهبی دیده به جهان گشود و در تربیت خانواده خویش بزرگ شده و دوره ابتدایی را در مشکین شهر گذرانده و دوره راهنمایی را در تهران که در کارخانه جنرال استیل مشغول کار بود حین انجام کار ادامه تحصیل می کرد.
موقع سربازی سر رسید و اعزام به خدمت سربازی شد در موقع سربازی که در تربت جام بود بعد از چند ماه با قرار داد سرباز پیمانی خدمت سربازی را ادامه می داد.
در حین سربازی پیمانی با دوستانیکه با آنجا خدمت می کردند ، اعلامیه و جزوه و کتاب امام را پخش می کردند روزی با چهار نفر از دوستان که اهل مشهد بودند ، دستگیر کرده بودندبه زندان قزیل حصار  تهران تحویل و ممنوع ملاقات کرده بودند ، سه ماه متوالی نتوانستیم به ملاقات برویم و یا با تلفن صحبت کنیم . بعد از مدتی که انقلاب اسلامی با شور و شوق ، ابتدا که در تبریز آغاز شد و جاهای دیگر روز بروز انقلاب را شدیدتر کردند تا پیروز شد درب زندانها را باز کردند و هر کس به دستور امام خمینی (ره) به جای خود برگشتند و وقتی سپاه انقلاب اسلامی به دستور امام لبیک گفت و پیروزی را نمایان کردند . علی نیز به انجام وظیفه خود به تربت جام معرفی کردند و مشغول انجام وظیفه شد . حین انجام وظیفه سربازی به سپاه انقلاب اسلامی تربت جام دعوت نمودند و حین انجام وظیفه دوره متوسطه را در تربت جام اخذ کرده بود و اوقات فراغت خویش را مشغول تدریس با نهضت سواد آموزی همکاری می کرد . سپاه در آن زمان شب و روز نداشت با برادران جهادگر همکاری داشت . که چند نفر از جهادگران زن و مرد را به مزرعه های روستا نشین برده و درو می کردند . در روستاهای همجوار تربت جام  نیز خدمات زیادی را انجام دادند و بعد از مدتی فرماندهی عملیات به عهده ایشان گذاشتند . چند بار که به جبهه حق علیه باطل اعزام شده بود و با موفقیت برگشته حتی یک روز از جبهه حق علیه باطل به شهرستان هریس برای دیدار پدر و خویشاوندان آمده بود در میدان هریس به سخنرانی پرداخته و مردم غیور شهرستان هریس با شور و علاقه خاصی تشویق کردند . بعد از آن به مشهد برگشت و فرماندهی عملیات فتح المبین را به عهده گرفت. که در عملیات فتح المبین به شهادت رسید.

 

۴- سردار شهید علی اصغر شیرزاد                                                                                       images

شهید شیرزاد در سال ۱۳۴۱ در خواجه در یک خانواده روستایی ومقید به مقدسات دینی چشم به جهان گشود .

از همان دوران کودکی به لحاظ علاقه ای که به قرآن داشت ، درکنار تحصیل ، به یادگیری علوم قرآنی نزد روحانیت متعهد خواجه همت گماشت .

با شروع جریانات شدید انقلابی درسال ۵۶ و ۵۷ ایشان در صفوف انقلابیون نقش بسزایی ایفا می نمود در تکثیر و پخش اعلامیه ها ی رهبر فقید انقلاب فعالانه شرکت داشت و چندین بار نیز به خاطر این فعالیتهای انقلابی توسط نیروهای ستم شاهی دستگیر شده بود.

با پیروزی انقلاب سر هر هفته که به خواجه می آمد با جمع کردن بچه ها و جوانان روستای مذکور آنان را با انقلاب و مسایل دینی آشنا می کرد در این دوران وی از جایگاه بسیار معنوی در بین جوانان برخوردار بود.

با شروع جنگ تحمیلی شهید شیرزاد در سپاه اهر وارد خدمت شد ودرکنار سایر برادران در تشکیل و سازماندهی وپیشرفت سپاه نقش فعال داشت.

پس از مدتی خدمت درسپاه اهـر ، از طرف سپاه اهـر مامور در خدمت ژاندارمری اهر شد ودراین مدت ارتباط بسیار صمیمی و دوستانه بین ژاندرمری و سپاه ایجاد کرد حدود یک سال از این فعالیت نگذشته بود که به لحاظ نیاز به خدمات وی مجددآ به سپاه برگشت به ساماندهی نیروهای بسیجی پرداخت .

شهید شیرزاد دراواخر سال ۱۳۶۲ که درقالب نیروهای قدس به جبهه اعزام شد و فرماندهی گردان موسی بن جعفر (ع) را برعهده داشت .

گردان تحت امر شهید شیرزاد با استقرار دردشت آزادگان واعزام به خط مقدم درجزیره مجنون اوج شجاعت شیرزاد آشکارشد او هرگز ترسی در  دل نداشت وبه همه نیروها روحیه می داد .

شیرزاد در عملیات خیبر در اوج خطر فرماندهی گردان را به نحو احسن انجام داد و استقامت نمود تا بالاخره به آرزوی دیرینه خود که همانا وصال یاربود رسید .

در آخرین اعزام شهید شیرزاد به جبهه پسربچه اش بدنیا و چون فکر می کرد دل کندن از پسر دو روزه برایش سخت شود حتی صورت وی را نگاه نگرد و از روی پتو به گوشش اذان و اقامه گفت و اسمش را مهدی نامید.

  کد مطلب: 7179