امروز  جمعه۲۹ دی ۱۳۹۶
لوگوی سایت

پایگاه خبری هریس پویا


پنج شنبه ها با شهدای هریس

فرازی از زندگینامه و وصیت نامه شهید یوسف شکرگزار:بعد از شهادت من به من جوان ناکام نگویید
8 مرداد 1394
Print This Post Print This Post . نظر . نظر
براي من ناكام نگوييد كه من اين راه را خودم انتخاب كرده ام و كامم شهادت بود كه به آن رسيده ام .

یوسف شکرگزار در سال ۱۳۴۵ در یک خانواده مذهبی و مسلمان چشم به جهان گشود و در هفت سالگی راهی دبستان شد و حدود پنج سال در دبستان نشاط به تحصیل مشغول شد تا اینکه پنجم ابتدایی را به پایان رساند بهد از تمام کردن دوره ابتدائی در مدرسه راهنمایی ایثار هریس حدود دو سال مشغول بود ولی به علت علاقه شدید به کشاورزی ترک تحصیل کرده و به کارهای کشاورزی پرداخت و بازوی پدر و برادرانش در کارهای کشاورزی گردید در سال ۶۱ هجری شمسی در محله شهید بهشتی به عضویت پایگاه بسیج درآمد و در آنجا همراه برادران مسلمان خود اندکی با سلاحهای نظامی و تاکتیکی آشنائی پیدا کرده بعد از یادگیری کامل اسلحه و فنون رزمی سپس در تاریخ ۲۶/۱۰/۶۱ به همراه عده ای از برادران با شور و عشق عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شد و بعد از اتمام ماموریت چون علاقه بیش از حد به شهادت داشت جبهه را ترک نکرد عاقبت در تاریخ۲۲/۱/۶۲ در عملیات والفجر مرحله اول جان خود را ایثار اسلام و قرآن کرد و شربت شهادت نوشید و به لقاءالله پیوست روانش شاد و راهش مستدام باد


متن وصیت نامه پاسدار شهید یوسف شکر گزار

با درود فراوان و با سلام و درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و رزمندگان مبارز و بادرود به روح شهدای گلگون کفن میهنمان وصیت نامه ام را شروع می کنم  اولا پدرم وصیت به تو دارم که مرا حلال کنید . و از برای من گریه و زاری نکنید چون من آگاهانه این راه را رفته ام و برای من ناکام نگویید که من این راه را خودم انتخاب کرده ام و کامم شهادت بود که به آن رسیده ام .
مادرم وقت نبود که وجود شما را ندیده ام امیدوارم که ملاقات من با شما در بهشت برین باشد و مرا حلال کنی چون اگر شما مرا حلال نکنی خدا هم مرا نمی آمرزد . مادر جان یک وصیت هم به شما دارم که از برادرم داود خیلی مواظبت کنی و کسی او را اذیت نکند.برادران امیدوارم که مرا حلال کنید . چون ما در یک خانه بزرگ شده ایم و در سر یک سفره    غذاخورده ایم و وصیت من به شما این است که راه مرا ادامه دهید و اسلحه ام را به دوش بگیرید تا دشمن اسلام را نابود کنید و بر جان دشمن لرزه بیافکنید.
وصیت من به خواهرم:
خواهرم امیدوارم که در زندگی از برای خدا عبادت بکنید و از او کمک و یاری بخواهید و مادرم را اذیت و آزار ندهید و به حرف های او گوش کنید و مرا حلال کنید و از تو یک چیزی را می خواهم که از مهدی و لیلا مواظب باشی و خیلی برای من ناراحت نباشید.
آشنایانم :
شاید من شما را اذیت کرده باشم به بزرگی خودتان ببخشید .
دوستانم :
امیدوارم شما هم مانند سایر رزمندگان در جبهه ها حاضر باشیدو راه مرا که راه اسلام و امامان و پیامبران است اسلحه ام را به دوش بگیرید و بر علیه ستمگران قیام کنید . و مرا حلال کنید که با شما دوستی کرده ام و در آخر خواهانم تمام کسانی که مرا می شناسند حلال بکنند.
“”و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا “”
“”به رسمان الهی چنگ بزنید و پراکنده نشوید “”
و وقتی که مرا به قبر میگذارید سه بار تکبیر کوبنده و دشمن شکن بگوئید .
خدایا خدایا تو را به جان مهدی تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.

زبان حال پاسدار شهید یوسف شکرگزار

یوسفوام شکرگزارم آنا                      جبهده سندن نگرانم آنا
اولسم اگر دفن ایله همسنگریم            گتسن اگر عرض ایله ای مادریم
ایله دعا سالم اولا رهبریم                     رهبر اولوب وردزبانم آنا
جبهده سندن نگرانم آنا                       قان وئریرم فتح اولا تا کربلا
قسمت اولا شیعیه کوه منا                  من گدیرم ایله حلالم آنا
اوغوی سن روح روانون آنا               جبهده سندن نگرانم آنا
جان وئریرم پاک مرامم آنا                 جبهده سندن نگرانم آنا
گر گوزوی یولدا قویب کتمشم          چوخ خجلم من نگران ایتمشم
پاک مقدس هدف یتمشم                  اولدی بیر ایل گرچه آنا غربتیم
باشه یتوب ای آنا بوزحمتیم               ایله حلال منده جوانم آنا
تاپسون ادامه بومرامم آنا                    جبهده سندن نگرانم آنا

  کد مطلب: 4474