امروز  دوشنبه۲۸ خرداد ۱۳۹۷
لوگوی سایت

پایگاه خبری هریس پویا


به بهانه سالروز آغاز قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز

مبارزی که خون داد ولی وطن نفروخت/ جمالپور: سخنرانی شیخ محمد خیابانی علیه استبداد و روسیه تزاری و انگلیس، سند افتخار ایران و آذربایجان است/ شیخ برای آذربایجان جنگید یا ایران؟
18 فروردین 1397
Print This Post Print This Post . نظر . نظر
اولین حرکت سیاسی بزرگ خیابانی، مخالفت با اولتیماتوم روسیه در مجلس دوم طی یک نطق بلند یک ساعته بود. او پس از قبول اولتیماتوم توسط دولت و تعطیلی مجلس، در سبزه میدان تهران میتینگی برگزار کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هریس پویا  به نقل از زیتون ،در طول تاریخ، آذربایجان کم چهره مطرح و شاخص و تاثیرگذار نداشته اما شیخ محمد خیابانی در این بین به خاطر خصوصیات خاص و منحصر به فرد خود و بینشی که در مبارزاتش داشته، جایگاه ویژه ای دارد.

خیابانی شخصیتی بود فراگیر. او مسلط به دو زبان فرانسوی و روسی بوده و گذشته از سیاستمدار بودن، عالم دینی، ریاضی دان، تقویم نگار، ستاره شناس، نویسنده و روزنامه نگار بود. وی علوم ریاضی، هیئت و تقویم نگاری را تدریس می کرد. تاریخ نگاران در اکثر موارد یا شاید همیشه تنها جوانب سیاسی او را در نظر می گیرند اما همه جانبه بودن خیابانی یکی از دلایل موفقیت وی در آن برهه از تاریخ است که می تواند در مواقع مختلف با رای مردم به مجلس هم راه پیدا کند.

تحلیل دکتر جمالپور از ماهیت قیام شیخ محمد خیابانی 

میکائیل جمال پور، مدرس دانشگاه، در گفت و گو با خبرنگار زیتون در اینباره اظهار داشت: شیخ محمد خیابانی یکی از قهرمانان آذربایجانی و تبریزی است که هدف او از قیام، صیانت و پاسداری از نهضت آزادی خواهی مردم ایران، و مرکز آن در آذربایجان بود.

وی گفت: شیخ محمد خیابانی با داشتن نیروهای آگاه و مبارز،  در عصر طلایی مشروطیت، برای مبارزه با نیروهای استبداد داخلی، اقداماتی انجام داد که حتی برای آیندگان الهام بخش است. از جمله اقدامات ثمر بخش او می توان به تقدم فعالیت های فرهنگی نسبت به فعالیت های میدانی و عملیاتی اشاره کرد، به همین جهت شروع به انتشار  روزنامه تجدد، همت گماشت و  فعالیت های مختلف فرهنگی، دیگری را انجام داد.

 

جمله معروفی که شیخ در شناسنامه روزنامه اش نوشته بود

وی اضافه کرد: در زمان شیخ محمد خیابانی که خود روحانی فاضل و اندیشمندی بود، انواع ارتباطات منطقه ای هم به وسیله ایشان به وجود آمد، به طور مثال می توان به  ارتباط با تفلیس و یا حتی سایر استان های کشور، اشاره کرد.

جمال پور با اشاره به پاسداری شیخ محمد خیابانی از تمامیت ارضی ایران، افزود: روزنامه ای که با نام تجدد به مدیریت شیخ محمد خیابانی به چاپ می رسید، در قسمت اصلی  و شناسنامه ای روزنامه، عبارت: آذربایجان جزو لاینفک ایران است، درج شده بود، هم اکنون نیز این روزنامه در کتاب خانه های کشور و تبریز نگهداری می شود. این اقدام نشان دهنده حفظ اصالت و ایرانی بودن شیخ محمد خیابانی است.

وی بیان داشت: در دهه های گذشته، برخی افراد، شبهه ای درباره ماهیت قیام شیخ محمد خیابانی، با این عنوان مطرح می کردند که، شیخ محمد خیابانی، خواهان تجزیه آذربایجان بود، با کمی دقت در تاریخ به خوبی می توان دریافت که شبهه مطرح شده، ناشی از عدم اطلاع کافی از ماهیت قیام شیخ محمد خیابانی بود، چراکه شیخ، به خاطر اقدامات خصمانه روسیه تزاری، نام این منطقه را عوض کرد و این حرکت، اقدامی اساسی در مقابله با افرادی بود که خواهان تجزیه کشور، و جدایی آذربایجان از ایران بودند.

این مدرس دانشگاه، خاطر نشان کرد: در نهایت شیخ محمد خیابانی، در تبریز، به وسیله نیروهای دولت مرکزی،  زخمی شد و بر اثر همان زخم به شهادت رسید و راهی که بنا نهاد، راه مبارزه فرهنگی و عملی  با استبداد است که  که مبارزه فرهنگی با استبداد را اولین بار این مبارز بزرگ، مطرح کرد و عملی ساخت.

سخنرانی شیخ محمد خیابانی علیه استبداد و روسیه تزاری و انگلیس، سند افتخار ایران و آذربایجان است

وی با اشاره به  قرابت تاریخی قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز و قیام میرزا کوچک خان جنگلی در شمال کشور، افزود: عصر شیخ محمد خیابانی، دوره طلایی بیداری مردم ایران بود. در دوران مشروطیت، دوره تحرکات بین المللی و منطقه ای را ماندد انگلستان و روسیه تزاری  را در ایران شاهد هستیم، فلذا مردم ایران در یک چلش جدی با استبداد داخلی و استعمار خارجی قرار دارند،  با توجه به حضور روس در شمال کشور، میرزا کوچکخان در شمال کشور مشغول مبارزه با روسیه تزار بودند و مطقه آذربایجان، شیخ محمد خیابانی  در حال مبارزه بودند، به طور کلی همه این مبارزات را می توان در یک قالب مشترک به عنوان اقدام علیه استبداد قاجار و استعمار بین المللی، به شمار آورد.

وی یاد آور شد: شیخ محمد خیابانی، زمانی که در مجلس شورای ملی نمایندگی مردم را بر عهده داشت، سخنرانی های آتشین و روشنگرانه را انجام می داد که ناشی از وظیفه نمایندگی ملت و خواستار مطالبات مردمی بود. امکان ندارد، پژوهشگری در زمینه قیام تاریخی شیخ محمد خیابانی، به تحقیق و مطالعه بپردازد، ولی از کنار اقدامات و سخنرانی های این مبارز آذربایجانی به سادگی عبور کند، سخنرانی شیخ محمد خیابانی علیه استبداد و روسیه تزاری و انگلیس، سند افتخار ایران و آذربایجان است.

عملکرد شیخ محمد خیابانی، معیار تشخیص یک نماینده مردمی است

جمال پور، تاکید کرد: عملکرد شیخ محمد خیابانی، معیار تشخیص یک نماینده مردمی است به طوری که نماینده مجلس باید، حافظ منافع ملی کشور و مردم باشد و با محافظه کاری و انواع معاملات نباید سازگاری داشته باشد، در طول دوره های مختلف مجلس در ایران، نمایندگانی بودند که به عنوان شاخص به جا مانده اند، مرحوم مدرس یکی از همین نمایندگان شاخص بود که با رضاخان پهلوی مبارزه کرد، نماینده مجلس باید حافظ منافع مردم و دین اسلام،باشد و در زمان حاضر این وظیفه در پاسداری از انقلاب اسلامی، خلاصه می شود.

مخالفت شیخ محمد خیابانی با حمله عثمانی ها به تبریز

زندگی شیخ محمد خیابانی پس از پیروزی مشروطه در سال ۱۲۸۵ ش، با تأسیس انجمن ایالتی در تبریز، وارد مرحله تازه‏ای گردید و در جریان محاصره تبریز، در دفاع از شهر نقش مهمی ایفا کرد. در زمان خیابانی اوضاع ایران، به خاطر دخالت‏های بیگانگان از جمله روسیه، انگلیس و آلمان، آشفته بود. پس از خلع محمدعلی شاه از سلطنت، خیابانی در سی سالگی به عنوان نماینده مردم تبریز راهی مجلس شورای ملی گردید.

اولین حرکت سیاسی بزرگ خیابانی، مخالفت با اولتیماتوم روسیه در مجلس دوم طی یک نطق بلند یک ساعته بود. او پس از قبول اولتیماتوم توسط دولت و تعطیلی مجلس، در سبزه میدان تهران میتینگی برگزار کرد و بلافاصله برای فرار از دستگیری توسط وثوق الدوله، به خراسان گریخت. در شش سال ایام فترت مجلس، مشغول تجارت شد و با تاجگذاری احمدشاه به تشکیل مجالس ادبی و مذاکرات فلسفی مشغول شد و طی این جلسات گروههایی را به دور خود جمع کرد.

در ماجرای اشغال تبریز توسط عثمانی از مخالفان پان‌ترکیزم بود و به همین مناسبت مدتی توسط قوای عثمانی در ارومیه زندانی گردید. شیخ محمد خیابانی، با قرارداد وثوق‌الدوله با دولت انگلستان (قرارداد ۱۹۱۹) نیز به مبارزه برخاست و از آنجا که حکومت مرکزی را ضعیف و وابسته می‏دید، ایجاد یک تحول اساسی در سیستم حکومت ایران و احیای آزادی را گام نخست برای خانه تکانی ایران و بیرون راندن اشغالگران خارجی می‏دانست. ولی برداشتن گام اول را از طریق مذاکره سیاسی امکانپذیر نمی‏شمرد و تنها راه را در قیام و مقاومت در برابر استبداد و دخالت خارجی می‏دانست.

خیابانی در سال ۱۲۹۷ خورشیدی در رابطه با حاکمیت ملی و اتحاد ملی تلویحا از کشور کوچک سوئیس یاد کرده و در یک سخنرانی چنین می گوید: “با وجود این که چندین میلیون قشون بیگانه در چهار سمت کشور سوئیس مستقر بود کوچکترین تخطی به خاک این کشور به عمل نیامد. ولی چرا هر دسته لجام گسیخته‌ای وارد ایران می‌شد؟ زیرا ملت ایران اظهار وجود نمی‌کرد، اراده نداشت و بیان رای و عقیده نمی‌نمود. شما بیایید اراده کنید ایران مال ایرانیان است و آنگاه ببینید که هیچ قوه گستاخ و حد نشناسی پیدا نمی‌شود که به خاک ایران تجاوز نماید.”

نواده شیخ محمد خیابانی از خواسته های این مبارز خستگی ناپذیر می گوید

فرامرز خیابانی، نواده شیخ محمد خیابانی در این باره می گوید: تحکیم حاکمیت ملی و استقلال سیاست خارجی یکی از دغدغه های عمیق و اصلی خیابانی بود. اوست که می گوید:«پلتیک ایران مال ایران است،وزارت خارجه ایران نیز باید مال ایران باشد».این یعنی استقلال در سیاست خارجی و داخلی.

در اخطار به روس ها در سبزه میدان تهران می گوید:«ملتی که شش هزار سال سابقه استقلال دارد به آسانی از استقلال خود صرف نظر نخواهد کرد. زیرا استقلال هر ملتی شرافت اوست». پس او استقلال را پایه شرافت قرار داده و ملک بدون استقلال را بدون شرافت می خواند.فکر می کنم شرافت برای ما ایرانیان و با احساساتی که در خودمان می شناسیم احتیاج به توضیح و حلاجی ندارد.در نطق دیگری میگوید:«ایران را ایرانی باید آزاد کند!». چه جمله ای ژرف تر از این. یا این سخن: «ای ایران لایموت، سرت را بلند دار و زنده و پاینده باش!».

دوری از اجنبی و غرور ملی مغز و هسته تمامی مبارزات شیخ شهید

 مغز و هسته تمامی این کلمات خیابانی که می توانم ده ها نمونه دیگر نیز بیاورم استوارند بر ایران، ایرانیت، شرف ملی، غرور ایرانی، خودباوری و منزلت ملی و بالاخره جوهر کلام: «دوری از اجنبی».متاسفانه جیره خوار اجنبی بودن، فرمان گرفتن از خارجی و کمک و نجات خواستن از خارجی، در دوران قاجار رسم رایج بزرگان دربار بود و همین امر عامل جرقه های اول انقلاب مشروطه چون تحریم تنباکو گشت. به یاد مصاحبه اوریانا فالاچی با وینستون چرچیل می افتم که از او پرسیده چرا در بیخ گوش خودتان در ایرلند زورتان به آشوبگران و غیره نمی رسد ولی در خاور میانه دولت می نشانید؟ در جواب می گوید: در ایرلند خائن کم یافت می شود ولی در خاور میانه اکثریت نادان و یک اقلیت خائن زمینه را برای ما باز میکند.

                                              

شیخ برای آذربایجان جنگید یا ایران؟

فرامرز خیابانی همچنین در مورد نوع مبارزات شیخ محمد می گوید: در برخی نوشته ها که بیشتر در خارج از کشور «تنظیم»می شود، تلاش شده از پدر بزرگم شخصیت متفاوتی برای آذربایجان ترسیم گردد. البته این نظری است که اکثریت قاطع مردم ایران ندارند و آن را نمی پذیرند. اصولا بحث درباره چنین افراد و جریان هایی وقت کشی است زیرا جایگاهی در ایران ندارند و مطرود جامعه به شمار می روند. ولی به عنوان یک انسان دموکرات برای آن تعداد توضیح می دهم. در اواخر دوران قاجار که یک هرج و مرج سنگین بر خاک پاک ایران حکم فرما بود برای شخصیتی جسور و نترس چون خیابانی که با کسی هم رودربایستی نداشت بسیار ساده و سهل بود که اگر “قصدی” در رابطه با استقلال ایالت چند هزارساله  ایران یعنی آذربایجان داشت آن را به راحتی اعلام کند.خیر! نه که چنین نشد بلکه دفاع از حقیقت تمامیت ایران را دوچندان کرد. بالاجبار جملات مهم وی را یادآوری می کنم:

“ای ایران لایموت، سرت را بلند دار  و زنده و پاینده باش”.

“قیام می خواهد اصول حاکمیت ملی را در ایران تاسیس کند”.

“با تمام ملت ایران دست بدست هم داده کشور را از نابودی نجات خواهیم داد”(سنگ نبشته مزار خیابانی).

این جملات از شاعر و نویسنده یا یک سیاستمدار پشت پرده نیست! بلکه از دهان شخصی به درآمده که با کسی تعارف نداشت.قیامی را شروع کرد، با خون جگر ادامه داد و در بهترین سالهای عمرش، جان خود را فدای میهن اش کرد.

چرا وقتی میرزا کوچک خان میهن پرست تا آنجا می رود که اعلام “جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران” یا به عبارت دیگر “جمهوری سرخ گیلان” می کند جدایی طلب محسوب نمی شود؟ جواب بسیار ساده است: اولا آن بزرگمرد و مردم گیلان حقیقتا جدایی طلب نبودند و دوما استان گیلان همسایه ای آن چنانی با نام “هنری” نداشت که شبانه روز نشسته باشد و خیالبافی کند! در نظر داشته باشیم که نام بیش از ۴۰% شهر های دیار اران و قفقاز فارسی است و قدیمی ترین زبان یا گویش زنده پارسی در[بخش هایی]از آن دیار رایج است و صحبت می شود.نه کمتر و نه بیشتر. به عکس خیابانی معتقد به سرزمین ایران بزرگ و دشمن سرسخت قرارداد های ننگین بود.در نقل قول های بسیار معتمد از یاران او و دوستان و خانوادگی شنیده ام که یکی از دلایل جدال خیابانی با حکومت مرکزی این بود که وی قصد داشت هر دو قرارداد گلستان و ترکمن چای را زیر سئوال برده و احتمالا کان لم یکن یعنی نانوشته اعلام کند ولی عمرش کفاف نداد و این موضوعی است این روزها سخت ذهن من را به خود مشغول داشته و در نظر دارم این ایده را در اندیشه های خیابانی بیشتر جستجو و پیگیری کنم.

باب دیگر مبارزه سرسختانه خیابانی بر علیه قرارداد دردناک ۱۹۱۹(یعنی حراج منافع ایران به زیر قیمت) بود که عاقبت همین مبارزه جانانه به قیمت زندگی خیابانی تمام شد. وزیر امور خارجه انگلیس لرد کـــرزن که دربار تفریحاتی قجر را خوب “تامین” کرده بود، قراردادی طراحی کرده بود که به “قرارداد ۱۹۱۹” شهرت یافت. مطابق این پیمان، دست دولت بریتانیا در امور مالی و نظامی ایران تا بی انتها باز می‌شد.

حال صادقانه بررسی کنیم: اگر خیابانی قصدی بجز ایران و تمامیت ایران می داشت چرا جان خود را در راه مبارزه با این قرارداد به گرو گذارد؟خیابانی دقیقا بخاطر مبارزه برای استقلال میهن  و مبارزه علیه دست درازی انگلیس و روس و حتی آلمان به فرمان اجنبی و بدست عناصر ضدملی و ضد وطن به شهادت رسید.

شیخ روی شاخصه هایی انگشت گذاشته بود که امروز هم کهنه نشده است

بدون تردید خیابانی را باید یکی از چهره های شاخص در مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی دانست. چهره ای که توانست از آذربایجان قیامش را کلید بزند و تاثیرات فراوانی بر روند سیاسی کشور و تفکر مردم حتی سایر نقاط ایران بگذارد. بسیار از مولفه های فکری خیابانی امروزه نیز در ایران و جهان مطرح است. وی روی شاخصه هایی انگشت گذاشته بود که امروز هم کهنه نشده است.

  کد مطلب: 29087