امروز  چهارشنبه۱ آذر ۱۳۹۶
لوگوی سایت

پایگاه خبری هریس پویا


محمدباقر کریمی

دشواری مسئولانه معلمی
13 اردیبهشت 1396
Print This Post Print This Post . نظر . نظر
در همه ادیان و مکاتب فکری مادی و غیر مادی، معلم مقام بلندی دارد. اما در اسلام، از آنجا که فلسفه حیات، مبدأ، مقصد، کیفیت و باید و نبایدهای زیستی آن مأخوذ از سرچشمه و منبع الهی است،

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هریس پویا معلم نقش و جایگاه متفاوت تری دارد. در اسلام مقصد حیات، کمال یافتن انسان است. علامه جعفری طی کردن این مسیر کمال را، انتقال از حیات طبیعی معمول و مادی به حیات معقول متعالی می داند و این انتقال فقط از طریق تعلیم و تربیت ممکن است. از این روی تعلیم و تربیت، بلندترین جایگاه و کلیدی ترین نقش را در تحقق هدف متعالی خداوند از خلقت انسان دارد. به همین دلیل، نظام تعلیم و تربیت در اسلام، اهمیت فراوانی دارد و معلم به عنوان مهمترین عنصر نظام تعلیم و تربیت، در اسلام جایگاهی مقدس می یابد. جمله مشهور حضرت امام خمینی که معلمی را شغل انبیاء می داند، نه یک جمله تزیینی است و نه تعارفی سیاستمدارانه؛ بلکه عصاره یک باور عمیق و برآمده از یک حکمت متعالی دینی است که معلمی را هم تراز صنوف شغلی دیگر نمی داند و برای او نقشی رسولانه قائل است. این شواهد نشان می دهد که در اسلام، معلمی وظیفه مقدسی است و شغلی پیامبرانه است و اقتضائات خاص خود را دارد. دکتر علی شریعتی در این باره می گوید: هر کسی که می تواند معلم خوبی باشد، نباید هیچ شغل خوب دیگری را انتخاب کند.

اما سؤال اینجاست که آیا هر کسی می تواند معلم خوبی باشد؟ انبیاء، برگزیدگان خداوند بودند و برای احراز این مقام، باید واجد مجموعه ای از ویژگی ها، فضائل و قابلیت های خاصی بودند تا بتوانند در ایفای نقش و انجام رسالت خود موفق باشند. اگر معلمی، شغلی هدایتگرانه و از سنخ رسالت انبیاء است، باید منسوبین به این شغل شریف هم دارای مجموعه ای از قابلیت ها و ویژگی های خاص و ممتاز باشند. پیغمبری لوازم و اسبابی دارد مانند عصمت، اقتدار، بی نیازی، شجاعت و … که پیغمبر بدون آنها قادر به انجام وظائف نبوت نمی شد. معلمی نیز به دلائلی که در بالا گفته شد، در مقیاسی کوچکتر، چنین اسبابی لازم دارد و بدون آنها، احراز شایستگی این مقام شامخ و توفیق برآورده کردن وظیفه خطیری که عهده دار آن شده است، ممکن نخواهد شد. در ادامه به چهار تا از مهمترین این ویژگی ها که لازمه معلمی است، اشاره می شود.

تقوای معلمی: همچنان که پیامبر باید عصمت داشته باشد، معلم نیز باید واجد چنین ویژگی باشد. عصمت مطلق ویژگی پیامبران و ائمه است اما از نظر بزرگان دین، کسب مرتبه ای از عصمت برای غیر معصوم هم ممکن است. هر انسانی بسته به درجه خودسازی، تقوا پیشگی و پرهیزگاری، به مرتبه ای از عصمت دست پیدا می کند. دستیابی به یک درجه نسبی از عصمت لازمه کار معلمی است. معلم باید خودش را از وسوسه ها و عوامل ایجاد انحراف در حوزه آموزش و پژوهش، مبرا کند. پرهیز از کم فروشی، عدم تبعیض بین متعلمین، رعایت حرمت و کرامت مخاطبان، اجتناب از نخوت و تکبر و خود بزرگ بینی، درستکاری در تعلیم، داشتن صداقت با متعلم، خیرخواهی برای متعلم و ترجیح منافع بلند مدت او و جامعه بر رضایت های کوتاه مدت، از وظائف یک معلم شریف، اصیل و واقعی است که برآوردن آن تنها با تقوای معلمی ممکن است. همچنین، امانت داری در بهره برداری از مطالب علمی نتایج تحقیقات دیگران، صداقت در انتشار نتایج پژوهش ها، همه و همه جنبه هایی از همین تقوای معلمی هستند.

اقتدار معلمی: منظور از این اقتدار، قدرتمند بودن و داشتن تسلط در کار خویش و حوزه تخصصی مربوطه است. اگر معلمی بر حوزه فعالیت خود تسلط مقتدرانه نداشته باشد، اثرگذاری کافی نخواهد داشت. پیش شرط داشتن چنین اقتداری این است که یک معلم به حوزه دانش خود، آخرین یافته های علمی و مسائل همچنان باز در آن حوزه، ابزارهای مورد استفاده و نحوه بکارگیری آن دانش برای حل مسائل واقعی، مسلط بوده و با اعتماد به نفس تام و والایی آنها را به مخاطب ارائه نماید. در غیر اینصورت، مخاطبان او اعتماد کافی به آن معلم نخواهند داشت و او معلمی اثرگذار نخواهد بود.

بی نیازی و استغنای معلمی: بی نیازی هم از مهمترین لوازم این شغل شریف است. این ویژگی از دو جهت قابل تبیین است. اولاً، بی نیازی که در اینجا منظور است، یک نوع ، بی نیازی سابجکتیو و ذهنی است و تعارضی با هرم مشهور مازلو ندارد. این طبیعی است که بر آورده شدن نیازهای فیزیکی و مادی و ایجاد شرایط مناسب و نوعی آسودگی نسبی برای هر انسانی اعم از معلم و غیر معلم لازم است. اما اسراف در توجه به این نوع نیازمندیهای دنیوی، انسان را در یک باتلاق مادی غرق کرده و او را از توجه به روح و پروراندن جنبه های معنایی خود، غافل می کند. انسان موجودی پیچیده است و ذاتاً خواسته های او پایانی ندارد و هر چقدر هم که بهره مند می شود، مجدداً خواسته های جدید و بیشتری  برایش مطرح می شود؛ مگر اینکه خودش را مهار کند. معلمی شغلی است که با روح و روان سر وکار دارد و معلم نقش تربیتی و هدایت گری بر عهده دارد. اگر معلم از فضیلت مهم استغنا غفلت کند، مخاطبین ارج لازم برای او و اعتماد و باور لازم به او را نخواهند داشت. با این حال، بی نیاز شدن کامل هم برای هیچکس ممکن نیست؛ نه برای معلم و نه برای هیچ کس دیگر. مگر اینکه بتوان آگاهانه به زندگی نگریست و با توجه و تدبر در فلسفه حیات، تعالیم دینی و معاد بر خواسته های خود سقفی گذاشت و خود را از بند نیازمندیها رهاند. چنین بی نیازی لازمه کسب فرزانگی ایی است که معلمان بزرگ تاریخ ما از فارابی و ابن سینا و غزالی و ملاصدرا گرفته تا علامه طباطبایی، علامه جعفری، شهید مطهری، دکتر شریعتی و بسیاری بزرگان دیگر موصوف به این صفت متعالیه بوده اند.

ثانیاً، در دنیای امروز نگاه جدیدی به همسایگی علم و ثروت مطرح شده است. قدما می گفتند که آب علم و آب ثروت به یک جوی نمی رود؛ یا این یا آن. دانش و خواسته چون نرگس و گل  هر دو یک جای نشکفند به هم. اما امروز می گویند که این دو نه تنها تعارضی با هم ندارند بلکه در ارتباط با هم هستند. در دنیای امروز ثروت از طریق ایجاد فناوری جدید و نو آوری و ابداع در کسب و کار ها ایجاد می شود و این هر دو بدون دانش ممکن نیست. علی ایحال، داشتن نیت مادی صرف، با تحقیق و علم اندوزی و موفقیت در این حوزه همراستا نیست. معلم می تواند از طریق تبدیل ماحصل تحقیقات به محصول و یا خدمت قابل ارائه به بازار، تحصیل ثروت کند. ولی برای او کسب ثروت اولویت نخست نبوده و او را از هدف والای معلمی غافل نمی کند.

آزادگی معلمی: از ضروریات یک معلم شایسته، آزاده بودن اوست. به این معنا که او به واسطه حرمتی که برای دانش و شغلش قائل است، از هر نوع وابستگی و کرنشی که شأن و منزلت معلمی او را حقیر کند، پرهیز می کند. هر نوع وابستگی به افراد، گروه های ذی نفوذ سیاسی که باعث گردد، معلم وام دار شود، سبب محافظه کار شدن معلم و ذایل شدن شجاعت، حریت و استقلال او می شود. چنین وابستگی هایی آفت رسالت معلمی است. در سیره پیغمبر بزرگ اسلام(ص) داستان مشهوری است که مادری از پیغمبر می خواهد کودکش را از خوردن رطب منع کند و پیغمبر او را به فردا حواله می کند؛ چرا که خود ایشان آن روز رطب خورده بودند. معلمی که آزاده نباشد، نمی تواند به مخاطبان خود درس آزادگی دهد و پایه های یک جامعه آزاده و شجاع را بسازد.

صفاتی که در بالا به عنوان فضائل لازمه معلمی از آنها یاد شد بعلاوه صفات مهم دیگری که می توان به آنها اضافه کرد، هم از طریق نظام جامع تربیتی در خانواده، مدرسه و جامعه ، قابل اکتساب است. اگر چه استعدادهای موروثی هم می تواند در اینجا موثر باشد ولی همه آن فضائل از طریق یک نظام ارزش گذاری درست و سیستم تربیتی صحیح قابل آموزش است. در اینجا نقش حکومت که معماری جامعه را بر عهده دارد، بسیار قابل توجه و مهم است. طراحی جامعه ای که در آن معلم بر صدر بنشیند و دغدغه های اولیه اش به خوبی مرتفع گردد، می تواند چنین معلمانی را تربیت و حفظ کند. اما در اینجا نباید از نقش خود معلم هم غافل شد. او باید این شغل را آگاهانه انتخاب کند، اهمیت و جایگاهش را بشناسد، بر اهمیت رسالت خود واقف باشد و آماده قبول آن شود. معلمی اقتضائاتی دارد، که معلم باید آگاه به آنها باشد و قائل به آنها؛ حتی اگر شرایط با او موافق هم نبود، به احترام نقش رسولانه ای که دارد به تقوای حرفه ای خود، مقید باشد. چه زیبای می سراید جبران خلیل جبران، زیبایی معلم و نقش بی بدیل او را: معلمی که در سایه معبد در میان شاگردان خود راه می رود، از دانش خود به آنها چیزی نمی دهد، از ایمان خود و از مهر خود به آنها می دهد.

پی نوشت: این مطلب را جهت نقد و بررسی قبل از انتشار به یکی از همکاران ارائه کردم. نظرشان این بود که در این نوشته با واقعیت های جامعه معلمین و به مسائل تعلیم و تربیت از نگاه معلم توجه نشده است. نگارنده مطلب نقد را می پذیرد، اما این توضیح لازم هست که نگاه به اقتضائات معلمی در این نوشته آرمان گرایانه است. واقعیت آن چیزی است که ما امروز به آن مبتلا هستیم و آن باتلاقی است که در آن گرفتاریم و تأکید بر این واقعیت و توجیه رفتارهای فعلی بنا بر این واقعیت ها، یعنی تداوم شرایط فعلی. در مقابل، آرمان یعنی نقطه مطلوب و ایده آل. نقطه ای که باید به آن برسیم. آرمان مشخص کننده چشم انداز و خط مشی و ترسیم کنندهمسیر پیش رو است. ما باید نگاهمان به تصویر و نقش آرمانی معلم باشد تا موانع تحقق آن جایگاه آرمانی را رفع کنیم، نه اینکه تسلیم واقعیت های حاضر شده و وضعیت فعلی را توجیه کنیم. معلم باید معلم باشد؛ همیشه، نه فقط زمانی که همه نیازهایش رفع شده است. اگر چه رویکرد این نوشته معطوف بود به نقش معنوی معلم و اقتضائات و ملزومات تحقق مسئولیت این شغل، با این حال مبرهن است که ایجاد شرایط مادی، معنوی، فرهنگی و حقوقی تربیت و به وجود آموردن چنین معلمانی از وظائف حکومت هاست و بر آنهاست که لوازمآن را فراهم کنند.

*عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

  کد مطلب: 26275